|
گاه نوشته های داستانی و شاعرانه و مزخرفاتی از این دست
|
الان که کار گیجه گرفتم و از تمام خون مغزم دارم استفاده میکنم کلی ترکیب های لوچ و غریب توی روحم فوران میکنه:
من که تا مغرورترین بلندی های خدا کوچیدم
وسعت هزار پر هزار بال سی مرغ را به چشم خود دیدم
من که تا ابد از شکوه شما فریادم
جز زمزمه های مرموز درد و دروغ هیچ نشنیدم
من که رنگ های بیرنگ ارواح نیکی را جام جام نوشیدم
کرشمه های سیاه نهنگ فریب نیز نبلعیدم
هزينهها يكي از عوامل مؤثر بر سودآوري صنايع و بنگاههاي توليدي است. چرا كه همانطور كه گفته شد سود بنگاه عبارت است از درآمد منهاي هزينه. اما در صورتيكه متغيرهاي مذكور را تابعي از متغير جغرافيايي و برداري x در نظر بگيريم خواهيم داشت:
Profit ( x ) = Income ( x ) – cost ( x )
Then: d{ Profit ( x )} / dx = d{ Income ( x ) } / dx – d { cost ( x ) } / dx
لذا از نظر رياضي نيز بيشينه كردن سود، همواره معادل كمينه كردن هزينه نخواهد بود و اين تناظر و تعادل هنگامي رخ خواهد داد كه فرض استقلال درآمد از موقعيت جغرافيايي در مدل لحاظ گردد. بنابراين كمينه كردن هزينهها تنها يك جواب اكسترمم موضعي را بهدست خواهد داد كه فقط ميتوان انتظار داشت كه جواب حاصله، جوابي خوب باشد نه بهينه.
گر بدينسان زيست بايد پست،
من چه بی شرمم
اگر فانوس عمرم را به رسوايی نياويزم
بر بلند کاج خشک کوچهی بن بست
گر بدينسان زيست بايد پاک،
من چه ناپاکم
اگر ننشانم از ايمان خود چون کوه
يادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک
طرح تجاري را چه كسي بايد بنويسد؟
طرح تجاري را خودِ شما بايد بنويسيد.
ممكن است كه شما ادبياتي جادويي نداشته باشيد. اما مهم اين نيست.
فرآيند نوشتن بسيار با ارزش تر از نوشته است.
اگر طرح را كسي ديگر بنويسد آنگاه آن طرح، طرح او است نه طرح شما.
تمامي بازيگران ميخواهد بدانند كه آيا شما با انواع حوزههاي كاري مربوط به برپاسازي يك كسب و كار و مهارت هاي ملزوم آن به اندازة كافي آشنايي داريد و آيا از عهده پياده سازي ايده بر ميآييد يا نه.
آنها ميخواهند از اين بابت مطمئن شوند كه شما تصويري كامل، فراگير و همچنين دقيق و جزء به جزء، از تمام پروژه در نظر داريد.
پس حتي اگر به دليل كمبود وقت و وجود شرايطي خاص نميتوانيد طرح را خودتان بنويسيد، بايد تا آن جاييكه ممكن است، بر تهيه، تنظيم و ساخت و پرداخت طرح نظارت و همراهي دقيقي داشته و اين فرآيند را راهبري كنيد.
اگر ميتوانيد، با هنرمندي از ادبياتي پر شور، و شوق بر انگيز استفاده كنيد.
اما احتياط كنيد كه طرح شما به انباري از صنايع ادبي تبديل نشده و همچنين به حدود مبالغه نيز وارد نگردد. چه بسا استفاده از تركيبات وصفي چون " فروش حيرت انگيز " يا " سود عظيم " نه تنها باعث كاهش تاثير پيامهاي اصلي و كاملا حقيقي طرح شما گردد، بلكه با ايجاد بد گماني در خواننده، به
رد طرح نيز كمك كند!
این جملات پدرسوخته را در این وبلاگ نبینید
آقا من هم بلدم همین جوری حرف بزنم!
یه اشتباهی کردیم وبلاگ زدیم و تبلیغ کردیم که ملت بیاین ببینین " من " به معنی " ما " یا " شما " چه جور جونوریه؟!
سرمون شلوغ بود
ذهنمون یاری نکرد
نامزدمون گفت که این حرفا روقبلا هم داستان کردی : بی خیال
با هزار نفر هم ظرف این یه هفته دعوا کردیم
خلاصه اینکه این جور وبلاگ برای ما اومد نداشت
الان هم بعد از حدود ۱۷ ساعت کار که هنوز تو شرکتم و بهرام باقری هی کنار گوشم ور مزه میریزه
یه هو گفتم برم: گه خوری؟ حذف وبلاگ؟ تغییر روند پست بازی؟
...
آقا خلاصه بی خیال : از این به بعد هر چی دلم بخواد و هر وقت دلم بخواد
بدون سیر حساب شده و پوست کننده
مینویسم
از " من " و هر چی دیگه که از مغزم انرژی بگبره بای بای
گور بابای همه و خودم وشما و هر عنتر( انتر ) احمق پدر سگه خشتک پاره خودخواه و دیگه
اعم از تولید کنندگان صنایع کوچک و بزرگ و تمام آدمهای خلاصه مغز و نابغه و جهول اند و
البته همه اونایی که
فکر میکنن خیلی گهن
تبلیغ: من در سی پرده
من که هستم؟
سوالی با جوابی شاعرانه!
سوالی با جوابی عارفانه!
سوالی با جوابی خودمانی!
با جوابی فیلسوفانه!
با جوابی خودخواهانه!
احمقانه!
روان شناسانه!
...
جوابی در سی پرده و گهگاه
با سرعت یک پرده در یک روز- و یا سه روز
فقط مهم اینکه: از امروز
دیشب خوابی دیده ام...
انگار که سروش در گوشم به گرما و نجوا گفته باشد:
" از سیمرغ بنویس"
امروز کاری کرده ام:
پاره نوشته هایم را فانوس ...
سلام...