تبليغاتX
سیمرغ
گاه نوشته های داستانی و شاعرانه و مزخرفاتی از این دست

الا غ غ غ

.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط علی سعیدی رضوی  | 

ریشه هایم ز خاک بیرون است ...

 

چند روزی مرا تحمل کن

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط علی سعیدی رضوی  | 

آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي

پاد

!

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط علی سعیدی رضوی  | 

یک

تلنگر

مانده تا

و ی

  ر ا

     ن ی

           ا م

...

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط علی سعیدی رضوی  | 

علي سعيدي هستم،

 

لطفا پيغام بگذاريد!

 

ي

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1385ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط علی سعیدی رضوی  | 

دیشب هوشیان

پسر سه ساله خواهرم

از توالت دوید بیرون و به خواهرم گفت

"مامانی! سه طبقه پی پی کردم"

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1385ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط علی سعیدی رضوی  | 

امروز صبح جناب آقای دکتر مهرداد سپهوند

شوهر خواهرم

با چشمهای پف کرده زیر عینکش به ساعت نگاه کرد

با عجله دست های خیسش را در هوا تکان داد و فریاد کشید

"من ظرف می شورم. پس هستم"

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1385ساعت 9:5 قبل از ظهر  توسط علی سعیدی رضوی  |