تبليغاتX
سیمرغ -
گاه نوشته های داستانی و شاعرانه و مزخرفاتی از این دست

گفتگو‌ی هميشگي

 

-اين که نشد زندگی!

- کدوم؟

- همين ديگه.

- کدو و و م م م؟

- ای بابا کوری؟ همين ديگه

- کدوم يکی؟

- سمت راستی.

- آلبالوييه؟

- نه خره، نوک مدادي- گندهه

- همونی که تاج خروس داره؟

-عجب گيری افتاديم.... اون گوش فيليه

- آها اون درازه، گوش فيليه... نوک مداديه رو ميگي!

- بعله! چه عجب سركار فهميدند!

- چيشششش، اون که خيلی زندگی خوبيه بابا! از خدات هم باشه.

- از چي چيم باشه؟

- از خدا؟

- چي؟

- خدا!

- آها! خدا!  . . . حالا خداهاي نارنجي، يا خداهاي سه شنبه؟

-  هيچكدوم، خداهاي توبه پذير؟

- كدوم نوعش؟ خداهاي توبه پذيرِ توبه‌هاي دير شده، يا توبه‌هاي به موقع، يا توبه‌هاي فردا و ساير روزهاي آينده؟

- فرقي نميكنه. فقط توبه پذير باشه قبوله. البته خداهاي توبه‌پذير فردا و ساير روزهاي آينده تو اواولويت‌ان.

- خوب، اينجوري اوضاع يه كمي فرق ميكنه!

- چه فرقي ميكنه تو ام؟!! چرا مساله رو الكي پيچيده ميكني؟

- من پيچيده ميكنم يا تو؟

- خوب تو؟

- من؟

- سرت تو گه!!!

- چقدر بامزه‌اي!

- چقدر؟

- زياد!

- خيلي ...ي!

- فحش ميدي چرا؟ حرفامون رو باز گوش ميدن آبرومون ميره.

- خوب پس بيا ديگه حرف نزنيم

- من ميگم پس بيا ديگه فحش نديم

- باشه قبول

- منم قبول، سكوت؟

- سكوت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط علی سعیدی رضوی  |